۱۵ آبان ۹۹ ، ۱۳:۵۰
شعر در مورد ویروس منحوس
1.رضا اسماعیلی
هشدار! به دوستان خود غم ندهی
بیماری و درد، جای مرهم ندهی
بی ماسک مرو ز خانهات بیرون، تا
ای جان! «کرونا» به خلق عالم ندهی
«سعدی» که هوای باغ و بستان میکرد
در روی زمین سفر فراوان میکرد
گر از «کرونا» شنیده بود اوصافی
خود را به حصار خانه زندان میکرد!
2. علیرضا قزوه
به روز حشر اگر می روی به سمت بهشت
دو بسته ماسک ببر احتیاط در این است
کسی که ماسک خرید از قبیلهی ما هست
کسی که ماسک نزد از قبیلهی ما نیست
ماسکها را بود آیا که عیاری گیرند
اکثر ماسک فروشان پی کاری دگرند
دوش میآمد و رخساره برافروخته بود
بینیاش بر اثر ماسک زدن سوخته بود
3.سعید بیابانکی
ناگهان ماسک بر انداختهای یعنی چه؟
مست از خانه برون تاختهای یعنی چی؟
۹۹/۰۸/۱۵
چقدر جالب پسندیدم